تبلیغات
ماجراهای دوران نامزدی ما زیر یک سقف - روزانه
 
ماجراهای دوران نامزدی ما زیر یک سقف
عشق یعنی با هم یه وبلاگ درست کنیم
درباره وبلاگ


من نیوشا خانم خونه.همسرم ایلیا عشقه خانم خونه.هر دومون متولد1369.دانشجو و ساکن تهران.1383ایلیا عاشق من شده.از 1384 عشقمون دو طرفه شده.1389عقد کردیم و 1390 عروسی.اینجا از وقایع زندگیمون مینویسم.خواستی لینکم کن و خبر بده با افتخار لینکت کنم.ممکن بعد یه مدت رمزی کنم و رمزشم فقط به دوستای همیشگی بدم.پس نظر یادتون نره.
راستی عکس بالایی هم عکس خودمونه

مدیر وبلاگ : ایلیا
یکشنبه 11 دی 1390 :: نویسنده : نیوشا جون
امروز صبح طبق معمول خواب موندیم.ایلیا یکم قبل من بیدار شد و صبحونه رو اماده کرد.منم9بیدار شدم.صبحونه رو خوردیم.و ایلیا رفت یونی.طفلی ایلیا مریضه باز.قرار شد بعد از ظهر بریم دکتر.سر ظهر مادرشوهره زنگید.تو پستای قبلی گفتم که پسردایی ایلیا یکی و میخواد و فقط به ما گفته.حرف پسر دایی شد.مامانش میگه امسال میخوایم اونم زنش بدیم.نمیدونم خودش کسی رو میخواد یا نه اونو تو میدونی میونش با تو خوبه.منم چیزی نگفتم.میخوان از من حرف بکشن مگه من بچمبعد از ظهر ایلیا اومد.باز بچه شده بود.به زور بردمش دکتربه شرطی که جای قبلی نریم.گفتم که اون دختره امپول رو بد زده بود میترسه ازشمنم قبول کردم.رفتیم جایی رو پیدا نکرد.مجبوری رفتیم اونجا.دختره باز اونجا بود.ایلیا سکته رو زد.دلداری دادم.شاید امپول نده یا اون نزنه.دکتر خواب بود.بیدارش کردن خواب الود یه نسخه ای نوشت که دکتر داروساز فحشش داد نمیتونست بخونه خود ایلیا خوند واسش.دگزا داده بود.راضیش کردم بزنه.رفتیم سمته تزریقات اون دختره بلند شد.ایلیام کم مونده بود گریه کنه.دلم سوخت ولی اون نیومد تو یکی دیگه اومد.ایلیا هم که ترسش نریخته بود موقع تزریق ناخوداگاه خودشو عقب کشید که باعث شد باز درد بکشه.بمیرم واسش ولی خدایی بدجور از اون دختره میترسه تا میخواد اذیتم کنه به شوخی میگم میبرمت پیش فلانی زودی منت و معذرت خواهی میکنه.از وقتیم اومدیم درس خوندیم تا حالا و این بی سابقه بود.الانم بچم حالش بده.منم گلوم درد میکنه.برم ببینم اگه دگزا پیدا کردم بدم ایلیا بزنه زود خوب شم دیگه  از مریض بودن خسته شدم.دعا کنین خوب شیم.فعلا




نوع مطلب : زندگی مشترک، 
برچسب ها : دگزا متازون، کلینیک شبانه روزی، داروساز،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 20 دی 1390 11:44 ق.ظ
سلام...

چقدر خوبه که دو عاشق خاطراتشونو توی یه وبلاگ ثبت میکنن... تو نوع خودش جالبه...اومدم بگم که بیاین تبادل لینک کنیم...منو با اسم ترانه های ماندگار لینک کنید...بیاین بهم خبر بدین با چه اسمی لینکتون کنم...در ضمن اگه دوستار هنر موسیقی هستین... آهنگامو با صدای Payam RP دانلود کنید و انتقاد یا پیشنهادی دارین بگین تا واسه کارای بعدیم در نظر بگیرم...ممنون...
ایلیا سلام خوبی پیام جان.آهنگات خیلی خوبن.الان آلبومت رو دانلود کردم.با کمال میل لینک میشین!
سه شنبه 13 دی 1390 05:15 ب.ظ
سلااااااااااااااااام
خوبین زوج خوشبخت؟؟؟
برمیگردین و به ما سر نمیزنین؟
نیوشا جون سلام شرمنده
سه شنبه 13 دی 1390 02:32 ب.ظ
سلام ایشالله حالتون به زودی زود خوب شه شادیتون نهایت ارزومه لحظاتتون ارام ./
نیوشا جون مرسی عزیزم
سه شنبه 13 دی 1390 02:30 ب.ظ
خدایا حال نیوشاعزیز و اقا ایلیاروخوب کن
خدایا مواظبشون باش تا دیگه مریض نشن
خدایا عشقشون رو پایدار نگه دار
نیوشا جون مرسی عزیزم
سه شنبه 13 دی 1390 09:52 ق.ظ
Where love is God is also

هر کجا محبت باشد، خدا هم هست

دعوتید با افتخار.
درود
نیوشا جون مرسی
یکشنبه 11 دی 1390 11:20 ب.ظ
ایشالا همیشه از بودن با هم عشــــــــــــــق کنید
نیوشا جون مرسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

Online User
استخاره آنلاین با قرآن کریم

مشاهده جدول کامل لیگ برتر ایران