تبلیغات
ماجراهای دوران نامزدی ما زیر یک سقف - یه روز برفی
 
ماجراهای دوران نامزدی ما زیر یک سقف
عشق یعنی با هم یه وبلاگ درست کنیم
درباره وبلاگ


من نیوشا خانم خونه.همسرم ایلیا عشقه خانم خونه.هر دومون متولد1369.دانشجو و ساکن تهران.1383ایلیا عاشق من شده.از 1384 عشقمون دو طرفه شده.1389عقد کردیم و 1390 عروسی.اینجا از وقایع زندگیمون مینویسم.خواستی لینکم کن و خبر بده با افتخار لینکت کنم.ممکن بعد یه مدت رمزی کنم و رمزشم فقط به دوستای همیشگی بدم.پس نظر یادتون نره.
راستی عکس بالایی هم عکس خودمونه

مدیر وبلاگ : ایلیا
شنبه 1 بهمن 1390 :: نویسنده : نیوشا جون
وای خدا من عاشق برف و بارونم مخصوصا وقتی صبح های زود میباره.دیشب 2خوابیدیم خبری از برف نبود.صبح که مامی زنگید گفت برف باریده هنگ کردم.اخه تازه بیدار شده بودیم.کل پرده ها رو کنار زدم ولی چه زود برف خیابونا رو اب کردن.اینجوریشو دوست ندارم ولی روبرو خونمون یه زمین فوتباله انقد باحال شده.دیشب12شب هوس سیب زمینی کردم.به هر فست فودی که رفتیم یه نگاه عاقل اندر هوسیون انداختن که غذا تموم شده.دیروز روز بدی بود حوصلم سر رفته بود و روزم تموم نمیشد.با اینکه مجبور شدم عصری بخوابم که شاید این روز تموم شه.اها رفتیم ادکلن بخریم.وای من تازه میفهم که چقد وسایلا گرون شدن.ادکلن 70 تومنی شده 140.هنگ کردم.نمیخواستم انقد ولخرجی کنم.بر خلاف میلم50میلشو برداشتم که پول 100میل قدیمو دادم.یکمم کرم خریدم.از کلینیک که راضی نبودم افتادیم رو خط لیراک.کسی استفاده کرده؟راضیه؟امروز یه کار خبیثانه کردم که الان عذاب وجدان گرفتمپریشب مادرشوهرینا میخواستن بیان ایلیا گفت من درس دارم.اونا هم که نیومدن.بعد دیروز ایلیا زنگید به خواهر من که پاشو دو سه روز بیا که حوصله نیوشا هم سر نره.اونم دلش میخواست بیاد که من به خاطر راه نذاشتم.جفتشون ازم قهریدن.بعد صبح دیدیم راه بسته بوده دیشب.منم از تصمیمم بسی خرسند بودم که اینده نگری کردم نذاشتم بیاد اونوقت طول شب سکته میزدم.بعد صبحی که مادرشوهر گفت جاده بستس.منم ماجرا را تعریفیدم و به خود بالیدم.که اوشون پرسیدن ایلیا به خواهرت گفت بیاد؟؟؟؟منم بله.اوشونم قهریدن و خداحافظی کردن.کاش نمیگفتم.ستاد روحیه دهی :یه بارم من شدم مثه خودش.حالا هم دارم نهارو اماده میکنم.قراره بریم بانک که منم کارای بانکی رو یاد بگیرم.اخه نا حالا ایلیا و بابام انجام دادن.فعلا همین.




نوع مطلب : از این در و از اون در، 
برچسب ها : برف، بانک، سیب زمینی، فست فود،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 2 بهمن 1390 09:03 ب.ظ
manam kheyli barun dus daram bishtar az barf
نیوشا جون منم بارونو بیشتر میدوستم.اخه برف اولاش خوشگله بعد کثیف میشه
شنبه 1 بهمن 1390 06:13 ب.ظ
وای نیوشا چه كردی بااین مادرشوهره
الان توپش حسابی پره دیگه.
حتمابه اقاایلیازنگ زده وكلی گله.
نیوشا جون نه بابا نزنگیده.خبری نیست فعلا.
شنبه 1 بهمن 1390 05:56 ب.ظ
سلام نیوشا جونم، پست قبلیتم خوندم، امیدوارم همیشه در کنار هم شاد و خوشبخت باشین...یه مدتی نیستم دلم برات تنگ میشه
برام دعا کن
نیوشا جون چطور عزیزم؟نگران شدم.حتما
شنبه 1 بهمن 1390 05:54 ب.ظ
نیوشــــــــــــــــــــــــــــــــــا!
از صبح تا حالا 3 بار اومدم برات نظر گذاشتم که پریده!
دیگه الان اصلا نمیدونم چی میخواستم بگم.
آهان در مورد کلینیک باید بگم منم راضی نبودم.اما
Chanel
Clarins
Maybelline(البته حتما زیرش رو باید بخونی که ساخت نیویورک باشه)
خیلی بهتره.به نظرم اینا رو هم یه امتحانی بکن!
راستی این مادر شوهر خانومی شما احیانا خسته نمیشن اینقدر قهر میکنن؟؟!!!!
نیوشا جون حتما 3تا از محصولای لیراک رو پریروز خریدم.تموم شه اینایی که گفتی رو امتحان میکنم.مرسی.اره بابا مثه بچه ها ممکنه روزی 3 4 بار قهر کنه
شنبه 1 بهمن 1390 03:51 ب.ظ
این خوبه که دوباره اینجایی
نیوشا جون مرسی عزیزم
شنبه 1 بهمن 1390 02:56 ب.ظ
تلافی رو خوب اومدی
نیوشا جون واقعا؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

Online User
استخاره آنلاین با قرآن کریم

مشاهده جدول کامل لیگ برتر ایران