تبلیغات
ماجراهای دوران نامزدی ما زیر یک سقف - صلح نامه
 
ماجراهای دوران نامزدی ما زیر یک سقف
عشق یعنی با هم یه وبلاگ درست کنیم
درباره وبلاگ


من نیوشا خانم خونه.همسرم ایلیا عشقه خانم خونه.هر دومون متولد1369.دانشجو و ساکن تهران.1383ایلیا عاشق من شده.از 1384 عشقمون دو طرفه شده.1389عقد کردیم و 1390 عروسی.اینجا از وقایع زندگیمون مینویسم.خواستی لینکم کن و خبر بده با افتخار لینکت کنم.ممکن بعد یه مدت رمزی کنم و رمزشم فقط به دوستای همیشگی بدم.پس نظر یادتون نره.
راستی عکس بالایی هم عکس خودمونه

مدیر وبلاگ : ایلیا
سه شنبه 16 اسفند 1390 :: نویسنده : نیوشا جون
راستش این جریان صلح نامه یه جورایی فانتزیه.مادرشوهر ما یه مدتی جو گیر شده بود.یعنی هی میگفت شما چرا با من اینطوری میکنین مگه من چیکار کردم و ...ایلیا هم یه بار کل رفتارای بدی رو که با ما داشته رو بهش گفت گفت حلالت نمیکنم.اینم رو این مسئله خیلی حساسه.زنگ زد که من چیکار کنم ببخشید.منم گفتم که اگه تو ایلیا رو حلال کنی من حلالت میکنم(اخه اخلاقی داره وقتی ناراحت میشه میگه حلالت نمیکنم.منم ناراحت میشم)ایلیا هم کلی شرط گذاشت و اینم قبول کرد.ولی از اونجایی که زود فراموش میکنه ما به صورت کتبی نوشتیمو امضا کردیم.بعضی مفادشو میذارم.1.دخالت کردن ممنوع(تو رانندگی.لباس پوشیدن.رفت و امد)2.اشتباهات گذشتتو قبول میکنی(زنگ زدن به منو گفتن اراجیف)3.رفتار بچه گانه ممنوع(ایراد گرفتن.چشم و هم چشمی.گریه زاری الکی.نگرانی بیجا....)4.حرف ما رو پیش کسی نمیزنی والا نمیذارم یه کلمه از زندگی ما باخبر شی.5.خانوم این خونه نیوشاست و هرکار و تصمیمی که بگیره محترمه و جای بحث نداره.6.یادت نره که8سال نیوشا با من بوده نه تو .با امضای این صلح نامه ما با صلح و بدون کینه و با حلال کردن همدیگه زندگی میکنیم.این یه بخشش بود.فرمالیتس ولی خوب وقتی این حرفا نوشته شده مدام مجبور به تکرار نیستیم خوب.دوستون دارم



نوع مطلب : غیبت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 13 خرداد 1391 03:45 ب.ظ
خوش به حالت ایلیا جان // به جان خودم خیلی مادرشوهرت خوبه // من که الان تو عقدم واسه خودم غم و غصه ایی دارم میخام دو سال با مادرشوهرم زندگی کنم///قدر مادرشهورت و همچنین شوهرت که اینقدر حواتو داره رو داشته باش
نیوشا جون مرسی عزیزم.امیدوارم با هم کنار بیاین
جمعه 4 فروردین 1391 10:30 ب.ظ
akheeeeeeeeeeeeeey....
che kho00o0ob!!!!
نیوشا جون اره خوب بود
دوشنبه 29 اسفند 1390 12:10 ق.ظ
سلام نیوشا جان.
همه ما انسانها هم خوبی هایی داریم و هم بدی هایی.(گل بی خار خداست)
مادر شوهر شما هم از این قاعده مستثنا نیست.
سعی کن خوبیهاش رو هم به بینی.و بدیهارو:
"ببخش ،نه برای اینکه او شایسته بخشایش است ،برای اینکه تو شایسته آرامشی".
موفق باشی عزیزم.پیشاپیش سال نو رو تبیریک میگم.
لطفا به وبلاگم سر بزن.هم شعر توش پیداش میشه هم مطالب کامپیوتری!
نظر هم بده.
پنجشنبه 18 اسفند 1390 02:12 ب.ظ
khube darin pishraft mkonin!ishalla hamechi hal she
نیوشا جون ایشالا
چهارشنبه 17 اسفند 1390 04:14 ب.ظ
خیلی بامزه است خدایی این صلح نامه...
همین که حرفاتون رو کامل بهم زدین خودش کلیه...
راهکار جالبیه اگه طرفین جنبه داشته باشن مثل شماها...
نیوشا جون اره خوبه هدف هم همون گفتن حرفا بود
چهارشنبه 17 اسفند 1390 01:48 ب.ظ
سلام
خواهش میکنم
چهارشنبه 17 اسفند 1390 01:07 ب.ظ
جدی ازش امضا گرفتید؟
نیوشا جون اره بابا
چهارشنبه 17 اسفند 1390 01:04 ب.ظ
سلام عزیزم خوشحالم که اومدی چه جالب صلح نامهکاره جالبه ایشالله که جواب بده ودر کنا هم با صلح وارامش زندگی کنید برات ارزوی بهترین در کنار همسرتو دارم شاد باشی ./
نیوشا جون مرسی عزیزم
چهارشنبه 17 اسفند 1390 10:36 ق.ظ
چه جالب
خوبه امضا کرده
ببین خودشم میدونه که چقدر کارای بدی کرده این کارو قبول کرده
نیوشا جون كاش جواب بده
چهارشنبه 17 اسفند 1390 12:54 ق.ظ
عجب کاری
نیوشا جون قیافه منم همینطوری بودمژی جونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

Online User
استخاره آنلاین با قرآن کریم

مشاهده جدول کامل لیگ برتر ایران