تبلیغات
ماجراهای دوران نامزدی ما زیر یک سقف - مادرشوهره من
 
ماجراهای دوران نامزدی ما زیر یک سقف
عشق یعنی با هم یه وبلاگ درست کنیم
درباره وبلاگ


من نیوشا خانم خونه.همسرم ایلیا عشقه خانم خونه.هر دومون متولد1369.دانشجو و ساکن تهران.1383ایلیا عاشق من شده.از 1384 عشقمون دو طرفه شده.1389عقد کردیم و 1390 عروسی.اینجا از وقایع زندگیمون مینویسم.خواستی لینکم کن و خبر بده با افتخار لینکت کنم.ممکن بعد یه مدت رمزی کنم و رمزشم فقط به دوستای همیشگی بدم.پس نظر یادتون نره.
راستی عکس بالایی هم عکس خودمونه

مدیر وبلاگ : ایلیا
یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : نیوشا جون
سلام.یکی از دوستان تو کامنتا ازم خواسته بود که راجع به خوبی های مادرشوهرمم بنویسم.یکم که فکر کردم دیدیم ممکنه ما باهم کمی مشکل داشته باشیم اونم به خاطر تفاوت عقاید و این حرفاست.ولی مشکل جدی باهم ندارم.گوش شیطون کر.خوب مهمترین خوبیش اینه که خیلی مهربونه.ممکنه خیلی وقت ها حرفایی میزنه که ادمو روانی میکنه.ولی خوب همیشگی نیست.و این که من و همسرمم خیلی دوست داره.بارها گفته که منو بیشتر از ایلیا دوست داره.فکر کن روزی 3بارم منو ببینه بغلم میکنه بوسم میکنه.یا وقتایی که میرم بیرون تا دم در باهام میاد.ممکنه من خوشم نیاد.ولی هر روز بهم زنگ میزنه به قول خودش وقتی با من نحرفه یه چیزش گم شده انگار.اگه جایی بره زنگ میزنه جای منم خالی میکنه.یکی دیگه اینکه خیلی مومنه.زیاد اهل غیبت و دروغ نیست.دائما واسمون دعا میکنه.وقتایی که میرم اونجا چه چند روز چه دو ماه هر صبح صبحونم امادس تا من بیدارشم برم بالا.خیلی کم پیش میاد ازم کمک بخواد.خوب تازگیا تو جمع خیلی تحویلم میگیره.مثلا منو نیوشام صدا میکنه.با خونوادم خوبه.مثلا وقتی خالم از مکه برمیگشت به جای من رفت کمک.یا مثلا بهم گفته من میتونم اگه خوتهرشوهرام کار بدی کردن هر طور خواستم باهاشون برخورد کنم.چیزی که کمتر مادری میگه.یا همیشه بهش میگم رفتی مکه من چنتا چیز تک میخوام نباید به جز من واسه کسی بیاری.میگه هرچی اوردم اول تو برمیداری بعد به دخترا میدم.خوب اولا به خرید های من حساس بود.ولی حالا دیگه نه.مثلا وقتی اومده بودن اینجا گفتم یه روسری پسندیدم 300تومن پس انداز اون ماهشو داد به من گفت برو بخر.خوب خوشت اومده.در حالی که اوایل واسه کفش این قیمتی راضی نمیشد.خوب به مرور زمان بهتر همدیگرو میشناسیم.مخصوصا که منم دیگه زیاد حساس نیستم.واسه خودم استقلال دارم.بعضی مسائل دوران عقد که یادم میفته میبینم خودم این انتظارا رو ایجاد کردم که قبولش واسه خودم سخت بود.مثلا واسه پوششم.اوایل خیلی گیر میداد ولی حالا به عنوان مثال پالتوی که خریده بودم واقعا کوتاه بود.طوری که دانشگاه نمیشد بپوشم.در واقع در حد نیم تنه یا کت بلند.خیلی راحت پیشش پوشیدم و گفتم که خیلی گشتم تا پیداش کردم و خوشم میاد.حتی یه بارم نگفت کوتاهه.خدا رو شکر فعلا خوبه.اینجا هم میگم اگه بدیم ازش گفتم واقعا دلم شکسته.والا نه من خوب مطلقم نه اون.و چه بسا خیلی از رفتارای منم از جانب مادر قابل قبول نباشه.



نوع مطلب : غیبت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 خرداد 1391 08:14 ق.ظ
سلام نیوشا جان.امیدوارم همیشه موفق باشی.خیلی خوشحال شدم وقتی این پستو خوندم.
نیوشا جون سلام عزیزم خدا رو شكر
شنبه 23 اردیبهشت 1391 09:00 ق.ظ
سلام نیوشا جان کجایی؟
روزت مبارک عزیزم
شنبه 23 اردیبهشت 1391 03:17 ق.ظ
لینكت كردم
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 07:24 ب.ظ
سلام چرا اپ نمیکنین؟
حالت خوبه ایا؟
یه خبر از خودتون بدین حداقل
یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 05:13 ب.ظ
نیه جینه کم پیدا شدی؟
جمعه 15 اردیبهشت 1391 01:00 ب.ظ
نیوشا جون سلام
برای ماهم دعا کنید همیشه
خوشحالم که خوشحالی
آدم همیشه نباید جنبه های منفی رو ببینه
جمعه 15 اردیبهشت 1391 12:55 ب.ظ
خانه ی خداکجاست؟کودکی اندیشید که خداچه می خورد

چه میپوشدودرکجامنزل دارد؟

ندایی آمدکه:اوغم بندگانش رامی خورد

گناهانشان رامی پوشد

ودرقلب شکسته آنان ساکنست.
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 11:37 ب.ظ
سلام نیوشا جون
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 10:53 ق.ظ
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 09:28 ق.ظ
سلام دوست من
خیلی عالی بود این پست و بسی بسیار آموزنده
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 08:46 ق.ظ
چرا دیگه نیستی
جمعه 8 اردیبهشت 1391 08:09 ب.ظ
سلام عزیزم خوشحالم رابطت با مادر شوهرت خوب شده امیدوارم این رابطه مستدام باشه برات ارزوی بهترینارو دارم شاد باشی ./
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 01:13 ب.ظ
سلام خوبی؟
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 08:57 ق.ظ
Dooste Aziz, baa tavajjoeh be in chizayi keh khodet gofti bayad in khanoom ro sojdeh kard. MAdar shohar-e man ba in keh khili vazesh khoobeh ageh 30 hezar toman kaado bedeh yani digeh az joonesh maayeh gozaashteh.Enghadr keh khasis hastand. Vali barayeh khodeshoon pool az reeg ham bi -arzesh tareh. Aroosi keh nagereftan kharid hichi yani hichi-ha fekr nakoni shookhi mikonam. Hala shoma fekr kon verdeh zabooneh in khanoon ham in hast keh shoma ba dokhtaram hiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiich farghi nadari baa ghasam o aayeh. .Madare-e hamsaretoon fekr konam faghat ye ehteram az shoma bekhaad va ye kam tavajjoh. Maaa keh hameh inharo anjaam daadim be nahveh ahsan va khoda pasandaaneh inaaa faghat motevaaheh tar shodan. shaoma movaffagh baashi azizam
نیوشا جون خدابه دادت برسه
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 01:43 ق.ظ
سلام عزیزم..تقریبا بیشتر خاطراتت رو خوندم..قشنگ مینویسی..اما چیزی که برام جالب بود مشکل استرست بود..چون من هم به مدت 2سال وحشتناک با این تنگی نفسهای استرسی دست و پنجه نرم کردم..حتا نمیتونستم سوار مترو بشم..دانشجوی شهرستان بودم و حتا نمیتونستم تنهایی سوار اتوبوس بشم و بیام خونه..چون تو راه اون خفگی بهم دست میداد..خیلی بده..خیلی..تپش قلب..احساسی که همین الان این آخرین نفسیه که میکشی و دیگه تموم..البته انشالا مال تو به این شدت نباشه..اما من رفتم پیش دکتر بندشاهی تو پاسداران..و الان خدارو شکر خیلی خیلی بهترم..و هر چند ماه یکبار شاید سراغم بیاد..
نیوشا جون مرسی این دورم تموم شه اگه نتیجه نگرفتم میرم پیشش
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 03:15 ب.ظ
خودت هم گفتی نیوشا جان هیج ادمی خوب مطلق نیست .همه ادمها هم خوبی دارند هم بد ی حالا یکی اخلاق های بدش بیشتر است .من همیشه اعتقاد دارم ادم با خوبی میتونه حتی سخت ترین ادمها را هم نرم کنه . ان شا الله که همیشه خوب بمونه وهر روز زندگی ات شیرین تر از روز قبل باشه عزیزم
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 05:54 ب.ظ
نیوشا جون واقعا برات متاسفم با یه همچین عقاید وحرفهای احمقانه و بچگانه ات
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 01:47 ب.ظ
هر آدمی بلاخره خوبیم داره ولی گاهی اوقات بدیشون نمیزاره خوبیشون معلوم بشه . واقعا که خوش اخلاقی.
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 01:11 ب.ظ
نیوشا چقد این اخلاقت قشنگه که از خوبی ها رو میبینی و ازشون مینویسی.
میدونی همیشه تو دوران عقد خیلی برخوردها پیش می یاد.یا حتی وقتی دوست دختر فاب پسر باشی.ولی به مرور اینا رفع میشه.مثل الان تو که کم کم دارین طرز برخورد با هم رو یاد میگیرین.
ایشون هم واقعا خانوم خوب و مهربونی هستن.واقعا یه درصد از کاراش و رفتارای خوبش رو نمیتونی تو بقیه مادر شوهرها پیدا کنی.باور کن.
امیدوارم هر لحظه بیشتر به هم علاقه مند شین و رابطتون لحظه به لحظه از این هم گرم تر و بهتر بشه.
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 01:00 ب.ظ
سلام
من به شما تبریک میگم انشالله به پای همدیگه پیر بشین و موفق باشین
دو ستتون دارم
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 08:50 ق.ظ
آفریییین کار بسیار خوبی کردی که از خوبیاشونم نوشتی
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 08:05 ق.ظ
این خوبه که هراز گاهی ادم خوبیای دیگران را به یاد داشته باشه تا بدیاش
خوب مسائل تو هم تقریبا همه دارن هیچ وقت دونفر هم عقیده نیستن خوشحالم که حساسیتت کمتر شده
راستی یادم رفته بگم شهریور ماه عروس میشم بالاخره می رم سره خونه زندگی خودم
نیوشا جون مباركه خانومی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

Online User
استخاره آنلاین با قرآن کریم

مشاهده جدول کامل لیگ برتر ایران