تبلیغات
ماجراهای دوران نامزدی ما زیر یک سقف - اصحاب کهف
 
ماجراهای دوران نامزدی ما زیر یک سقف
عشق یعنی با هم یه وبلاگ درست کنیم
درباره وبلاگ


من نیوشا خانم خونه.همسرم ایلیا عشقه خانم خونه.هر دومون متولد1369.دانشجو و ساکن تهران.1383ایلیا عاشق من شده.از 1384 عشقمون دو طرفه شده.1389عقد کردیم و 1390 عروسی.اینجا از وقایع زندگیمون مینویسم.خواستی لینکم کن و خبر بده با افتخار لینکت کنم.ممکن بعد یه مدت رمزی کنم و رمزشم فقط به دوستای همیشگی بدم.پس نظر یادتون نره.
راستی عکس بالایی هم عکس خودمونه

مدیر وبلاگ : ایلیا
یکشنبه 28 خرداد 1391 :: نویسنده : نیوشا جون
سلام.و اما گزارش امروز و دیروز.اقا ما دیروز کلی لام نگاه کردیم و فیلم و جزوه خوندیمو یه ورق پرانول و 2تا کلیندیوم سی خوردیم.و کامل اورال پاتو رو خوندیم.تا ساعت 1:30شب.بعد اومدیم بخوابیم.که من فکم گرم شد.و کلی با ایلیا حرفیدم و اقا خواب از سر ما پرید.یعنی فکر کن تو اون حال 3تا پست تو نظرم نوشتم.و کلی تصمیمات گرفتم.دیگه کلافه کلافه بودم.تا4صبح خوابم نبرد.4خوابیدم و 6بیدار شدم.از اونورم  ترمیمی 7:15فوق العاده داشتیم.اگه نمیرفتم حذف بودم.گیج گیج بودم و از بی خوابی حالت تهوع داشتم.کلاسم که همه اورال میخوندن.حالا امتحان کیه8صبح.وما تا 8:30سر ترمیمی بودیم.دیگه تا بریم شد9.از استرس خفه میشدم.تا اینکه رفتم سر جلسه و فکر کن قرعمو که 16 بود 2خونده بودم.خوش بختانه هر سه تا لام رو تشخیص دادم.و کامل توضیح دادم.از 20مین 10مینم اضافی اوردم.و خدا رو شکر 20میشم اگه الکی نمره کم نکنن.بعدشم اومدم خونه و خسته بودم شدید.نهارم نداشتیم.انقدم از بیرون خوردیم دیگه حالمون بهم میخوره.مثل دانشجوهای تنبل تخم مرغ خوردیمو.رفتیم بخوابیم.یه دونه قرصم خوردم و خوابیدم.که یهو با صدای دریل از خواب پریدم.و اصلا یادم نبود کیم و کجام.دیدم 8:30شبه و من3خوابیده بودم.دیگه هنگ کرده بودم.یکم بهت زده بودم.پاشدم نماز مغربو خوندمو و دیدم ایلیا رفته خرید.اورد همبرگر درست کرد و منم کشک بادمجون.اونم برای بار اول.دست گل مژی جونمم درد نکنه از رو دستور اون پختمو.تعریف از خود نباشه عالی شد.بفرمایید*شامم نیگا کردیم و خونه رو مرتب کردم و ایلیا فوتبال نگاه میکنه و منم دارم میتایپم.دعا کنین امتحانای بعدیم خوب بدم.شنبه امتحان زبان دارم و از دهم امتحانا شروع میشه.اونم چه درسایی.قبل امتحان با بچه ها میحرفیدیم.به قول یکیشون هرکدوم از این استرسای امتحانای عملی 1سال ما رو پیرتر میکنه یعنی من از بین رفتن سلول های بدنمو حس میکنم.ولی در حال حاضر از درس خوندن راضیم خدا رو شکر.اها جمعه رفتیم امامزاده صالح و من بالاخره نماز جماعت خوندم.از اونجاهم یکم ترشک خریدیم شد18تومن.حالا نمیتونم بخورم.حیفم میاد اخه میمونه و خراب میشه.اها یه مغازه هم پیدا کردیم پر اسمورف.و یه دونه چلفتیشو خریدیم و حال میکنیم باهاش.راستی بچه شما هم پول کم میارین؟یعنی ما تازگیا طوری شده20ام پولمون ته میکشه و از پس انداز بر میداریم.تو این یه ماه من نزدیک200تومن فقط پول کپی جزوه دادم.نمیدونم چه طوری صرفه جویی کنیم.اگه راه حلی دارین بگین.عیدتونم مبارکککککککککککککراستی به نظرتون ادم چی باید بگه وقتی260تا بازدید داشته باشی و یه نظر؟؟؟؟؟؟رمزی کنم شاید.



نوع مطلب : زندگی مشترک، ماجراهای دانشگاه، 
برچسب ها : مژی جون و شوشو.کشک بادمجون.اورال پاتو.اسمورف.ترشک.استرس.،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 مرداد 1391 01:34 ق.ظ
سلام خانم دکتر همکار. از آشناییت خوشحال شدم. ایشالا همیشه یا هم خوب و خوش باشین
نیوشا جون سلام مرسی
سه شنبه 20 تیر 1391 01:48 ق.ظ
نیوشای عزیز تو در کنار اونها ممکنه تنت زخمی بشه ولی هیچ وقت یادت نره که هدف والا تری داری . هیچ وقت یادت نره که اون ها هم به اندازه ی تو ممکنه رنج ببرن! تو با رفتار صحیحت باید نشون بدی که در چه خانواده ای رشد کردی و از لحاظ عقلانیت تا چه حد میشه روت حساب کرد.کاری نداشته باش اونا چه جورین تو خوب باش .بزرگوار و مهربون باش.دیر یا زود بالاخره درست میشه. حتماً پیش یه مشاور حسابی برین.اگه تهرانید بهتره برین پیش دکتر محمد مجد تو میدون آرژانتین .خ عماد مغنیه . ساختمون بهاران. خانوم دکتر بهرامی هم که عالین .
شاید امتحان الهیه ... به نظر خودت چکار میشه کرد تا قبول شد؟!
یادم رفت بگم... دانشجوی جامعه شناسی و مشاور خانواده هستم
موفق باشی . به امید دیدن پست های خوب
سه شنبه 20 تیر 1391 01:46 ق.ظ
خب اگه این طوریه به این فکر کن که گل بی عیب خداست. همه ی ما آدما حتی در درون خونواده ی خودمون هم با هم اختلافات شدیدی داریم . از اینجا کار تو شروع میشه!
تو باید تلاش کنی که نشون بدی بزرگ شدین! چه وقت به یکی میگن آدم بزرگ؟ چی ازش میبینن؟...!
در قدم دوم تو میدونی که اونها ذاتا پلید نیستن پس این تفاوت ها رو اینجوری بهشون نگاه کن:
آدمها هر کدوم یه آینه هستن وقتی با هم برخورد میکنن از شدت ضربه برخورد میشکنن ! برای اینکه این خرده شیشه ها دوباره یه آینه بشن (تا بتونن نمایانگر صفات خودشون و خالقشون و جهان هستی بشن ) کنار هم جمع میشن ... تنشون به هم که میخوره ساییده میشن تیزی های یکی در دیگری فرو میره تا بالاخره این آینه دوباره شکل میگیره ... همه باید درد در کنار هم بودن رو تحمل کنند تا به لذت بالاتر یکی شدن برسن. و اون چیزی که این خرده شیشه ها رو به هم میچسبونه عشقه! عشق به خدا ... به حکمتش به بنده هاش عشق به مهربونی ها عشق به خوبی ها خنده ها ایثارها گذشت ها...
سه شنبه 20 تیر 1391 01:45 ق.ظ
سلام نیوشای عزیز
خیلی خوشحال شدم که با وبلاگت ... یعنی در واقع با تو و همسر عزیزت آشنا شدم . کلی خندیدم و کلی هم براتون آرزو های خوب کردم .
اولای زندگیتونه... مشکلی که با دخالت های مادر شوهرت داری نباید بزرگ تر از این بشه .قبول کن که اونا واقعاً دلشون نمیخواد زندگی شما رو از هم بپاشونن در واقع میخوان کاری کنن که یه وقتی از هم نپاشه. و به همین دلیل تو کاراتون دخالت میکنن چون فکر میکنن خامین یا نیاز به مراقبت اونا دارین .در واقع 2 حالت داره : یا شما رو خیلی دوست دارن و این از سر دوست داشتنه و یا فکر میکنن شما هنوز بزرگ نشدین و باید جورتونو بکشن و این چون براشون شیرین نیست هرازگاهی یه چیزی هم نثارتون میکنن . که البته باز هم این از دوست داشتنه! نیوشا جان قبول داری که اونها ذاتاً آدمای بدی نیستن؟ رفتاراشون مشکل داره...
ادامشو تو یه نظر دیگه مینویسم
شنبه 17 تیر 1391 02:47 ب.ظ
.........♥#########♥
.....♥#############♥
...♥###############♥
..♥#################♥..................♥###♥
..♥##################♥..........♥#########♥
....♥#################♥......♥#############♥
.......♥################♥..♥###############♥
.........♥################♥################♥
...........♥###############################♥
..............♥############ ###############♥
................♥########## ##############♥
..................♥######### ############♥
....................♥###################♥
......................♥#################♥
........................♥##############♥
...........................♥###########♥
.............................♥#########♥
...............................♥#######♥
.................................♥#####♥
...................................♥###♥
.....................................♥#♥
.......................................♥
.......................................♥
.....................................♥
...................................♥
.................................♥
..............................♥
............................♥
.........................♥
......................♥
..................♥
.............♥
.........♥
......♥
....♥
آپم
شنبه 17 تیر 1391 08:28 ق.ظ
عزیزم عکسشونو این وبلاگ گذاشته
http://handfast.blogfa.com/
شنبه 17 تیر 1391 08:19 ق.ظ
سلام عزیز دلم
منظورت سحر و رسوله ؟ سحر که دوست خودمه . می گفت عکسمونو یکی دیگه گذاشته ولی نه من . الانم یه وبلاگ دیگه زده که اولین نفرم رمزشو به من داد .ما حتی شماره همو هم داریم . شاید یه میترای دیگه رو گفته .
آدرس وب ما رو گفته بود؟
نیوشا جون اره خانومی.شرمنده من وقتی وبی که گذاشته بودو باز کردم وب تو اومد
جمعه 16 تیر 1391 05:30 ب.ظ
....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you


@...............@..........@............@@@@@.........@ @@..........@@......@.....@......@.........@......@.....@ @.@........@.@....@.........@....@.........@....@.........@ @..@......@..@....@@@@@......@@@@@....@@@@@ @...@....@...@....@.........@...............@....@.........@ @....@..@....@....@.........@...............@....@.........@ @.....@@.....@....@.........@...............@....@.........@ @......@.......@....@.........@................@....@.........@
جمعه 16 تیر 1391 01:51 ب.ظ
سلام ممنون که سر زده بودین ولینک کردین. موقعی که من ازدواج کردم اینقدر وبلاگ نویسی وکار با کامپیوتر متداول نبود ولی من وهمسرم هم خاطراتمون رو یادداشت می کردیم حالا بعد از سالها پر شده از خاطرات قشنگ و زشت زندگیمون .امیدوارم که شما هم سالهایی پر از خوشحالی،شادکامی ،موفقیت را در کنار هم سپری کنیدوقدر این لحظه هاتونو با همه ی سختیا (وپول کم آوردناتون) بدونید.از دوستان گلتون هم می خوام که سر بزنن ومنو لینک کنن .
جمعه 16 تیر 1391 09:03 ق.ظ
سلام نیوشا جووون من همه ÷ستای وبتون رو می خوندم اما حوصله نظر دادن رو ندارم ویا گاهی اوقات با گوشی می اومدم نمی شه نظرات رو ببینم.فقط یه سوالی استاد بیو شما اسمش دکتر جعفری اقدم نیود؟اخه منم نزدیکای شمام .من تهران شمال درس می خونم تو ÷اسداران.
نیوشا جون سلام عزیزم.نه مال ما فقط یه ترم اومد.کدوم یونی هستی؟
جمعه 16 تیر 1391 06:00 ق.ظ
سلااااااااااااااااااااااااااااااام.
کجایی نیوشا؟
پنجشنبه 15 تیر 1391 08:51 ب.ظ
سلام ما مایل به تبادل لینک هستیم :)
ما رو به اسم دلنوشته های خانوم و آقای سایمان لینک کنین و ماهم همین کارو میکنیم :)
وب جالبی دارین :)
ایلیا سلام.
شما با افتخار لینک شدید.
پنجشنبه 15 تیر 1391 03:55 ب.ظ
zano bachamun koja bud!khodemunam be zur jam mikonim:))
چهارشنبه 14 تیر 1391 10:46 ب.ظ
سوسوی ستارگان آسمان در التهاب انتظار فرج توست
پس بیا و آسمان و زمین را گلستان کن که این خانه ، خانه توست

سلام این عید بزرگ بهتون تبریگ میگم وبراتون ارزوی بهترین دارم شاد باشی ./
چهارشنبه 14 تیر 1391 04:10 ب.ظ
سلام عزیزم امروز با وبلاگت آشنا شدم و همرو خوندم خیلی از رفتارات شبیه منه آخه منم مردادیمو حساس دل مهربونی داری
نیوشا جون خوشحالم دوست عزیزم
دوشنبه 12 تیر 1391 11:11 ب.ظ
ببخشید تو کامنت قبلی فراموش کردم آدرسمو بزارم
ایلیا اینجا هم یادت رفته دات کامش رو بزاری
:-)
دوشنبه 12 تیر 1391 11:06 ب.ظ
سلام.امروز با وبلاگت آشنا شدم. خوشحال می شم که بهم سر بزنی ومنو لینک کنی وبرام نظر بزاری برای بهتر شدن وبلاگم .آخه من تازه شروع کردم و خیلی وارد نیستم.
در ضمن آرزوی خوشبختی روزافزونت رو دارم اگه خواستی منو با همون اسم وبلاگم لینک کن
ایلیا سلام.ورود شما رو به جمع وبلاگ نویس ها تبریک میگیم.شما با افتخار لینک شدید.
دوشنبه 12 تیر 1391 08:52 ق.ظ
خانم گل سلام منتظریم كجایی ایشلا به سلامتی موفقیت امتحان بدی لطفا زود بیا
یکشنبه 11 تیر 1391 05:42 ق.ظ
سلام نیوشا جان.قالب جدید مبارک.خیلی قشنگه.
شنبه 10 تیر 1391 05:43 ب.ظ
.........♥#########♥
.....♥#############♥
...♥###############♥
..♥#################♥..................♥###♥
..♥##################♥..........♥#########♥
....♥#################♥......♥#############♥
.......♥################♥..♥###############♥
.........♥################♥################♥
...........♥###############################♥
..............♥############ ###############♥
................♥########## ##############♥
..................♥######### ############♥
....................♥###################♥
......................♥#################♥
........................♥##############♥
...........................♥###########♥
.............................♥#########♥
...............................♥#######♥
.................................♥#####♥
...................................♥###♥
.....................................♥#♥
.......................................♥
.......................................♥
.....................................♥
...................................♥
.................................♥
..............................♥
............................♥
.........................♥
......................♥
..................♥
.............♥
.........♥
......♥
....♥
آپم
با تبادل لینک موافقی خبرم کن
ایلیا موافقیم.خبرتونم کردیم
شنبه 10 تیر 1391 02:27 ب.ظ
سلام امروز با وبلاگت اشنا شدم وبلاگ خوبی داری .بعد امتحانام حتما میام همه مطالبتو میخونم
شنبه 10 تیر 1391 12:45 ق.ظ
hatman,emtehanam tamum she mishinam kolle matalebeto mikhunam...
Ye posteto khundam khosham umad!
جمعه 9 تیر 1391 11:47 ب.ظ
salam nyoosha joon.avalin bare k umadam inja.pezeshki mikhuni?
manam daneshjuye pezeshkiam!
نیوشا جون سلام عزیزم خوش اومدی.من دندون میخونم.بازم سر بزن
چهارشنبه 7 تیر 1391 10:22 ق.ظ
سلام ظاهرا خودتون هم به اصحاب كهف پیوستین تو خوابین كجای هیچ خبری ازتون نیست
نیوشا جون سلام عزیزم.شرمندم هم امتحانامون شروع شده هم اینكه منتظرم یه اتفاقی بیفته اون پست مدنظرمو بذارم
یکشنبه 4 تیر 1391 09:34 ق.ظ
سلم كجایی من تازه واردم خوندمت منتظرم
نیوشا جون سلام خوش اومدی.در گیر امتحانا شرمندم
پنجشنبه 1 تیر 1391 09:27 ب.ظ
./
پنجشنبه 1 تیر 1391 09:26 ب.ظ
سلام عزیزم امیدوارم امتحاناتتو به خوبی سپری کنی در مورد اینکه چطور میشه صرفه جویی کرد مهمترین راهکارش حذف کردن هزینه هایه اضافی مثله عوض اینکه برین رستوران وغذای اماده بگیرین خودتون یه چی درس کنین بخورین هم سالمتره هم هزینش کمتره یا خرید لباس یا هر چی که به نظرت واجب نیست با وضعی که دو تاتونم دانشجوید باید بیشتر حواستون باشه موفق باشی ./
نیوشا جون سلام عزیزم مرسی از توصیه هات اره واقعا بیشتر پول ما میره تو جیب رستوراندارا.سعی میكنم از این ماه.نتیجش متعاقبا اعلام میشه
پنجشنبه 1 تیر 1391 03:36 ب.ظ
salaaaaaaaaaaam!cheqad up kardin!
man addresse webam avaz shoda
ma kolan pul ziad kam miarim:D
Ziad jedi nagiri
نیوشا جون سلام اقا.امتحانا خوش گذشت؟شما چرا خرج زن و بچه كمرتونو شكسته ایا؟؟؟؟؟؟
چهارشنبه 31 خرداد 1391 01:56 ق.ظ
سللام من تازه اومدم وبلاگتون
نمیدونم برا این بازدیدی که گفتید چی میتونم بگم اما هرچی هست خیره
اما یکم غلط تایپی داری که من و سر در گم میکنه ایشالله خوشبخت باشید
وموفق همیشه سعی کن شب امتحان زود بخوابی خب
نیوشا جون سلام خوش اومدی.چشم
سه شنبه 30 خرداد 1391 08:30 ق.ظ
سلام عزیزم
من اصلا تو پروفایلمون عکس نذاشتم . اگرم که منظورت عکس قسمت درباره وبلاگه که اونم همیشه فقط عکسای خودمونو می ذارم فقط یه کم تارش می کنم . می تونی بگی کدوم وبلاگ همچین چیزی رو نوشته ؟
نیوشا جون سلام میتراجونم.اره همونو میگفت.والا منم یهویی تو لینك بچه ها دیدم.رفتم ببینم وبش چطوریه دیدم یه متن نوشته كه وب تو عكسشو برداشته و دیگه وبشو تعطیل میكنه.اسمش تازه عروس یا یه همچین چیزی بود.سحر بود نویسندش.گفتم بگم بدونی خوبه.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

Online User
استخاره آنلاین با قرآن کریم

مشاهده جدول کامل لیگ برتر ایران