تبلیغات
ماجراهای دوران نامزدی ما زیر یک سقف - 23سالگی
 
ماجراهای دوران نامزدی ما زیر یک سقف
عشق یعنی با هم یه وبلاگ درست کنیم
درباره وبلاگ


من نیوشا خانم خونه.همسرم ایلیا عشقه خانم خونه.هر دومون متولد1369.دانشجو و ساکن تهران.1383ایلیا عاشق من شده.از 1384 عشقمون دو طرفه شده.1389عقد کردیم و 1390 عروسی.اینجا از وقایع زندگیمون مینویسم.خواستی لینکم کن و خبر بده با افتخار لینکت کنم.ممکن بعد یه مدت رمزی کنم و رمزشم فقط به دوستای همیشگی بدم.پس نظر یادتون نره.
راستی عکس بالایی هم عکس خودمونه

مدیر وبلاگ : ایلیا
یکشنبه 12 شهریور 1391 :: نویسنده : نیوشا جون
میگم نه به یه هفته نبودنم نه تو یه روز 2تا پست گذاشتنم.امروز صبح6پاشدیم و مادرشوهرینا رو راهی کردیم رفتن.ما هم رفتیم بیرون هم نون تازه گرفتیم.هم یه دور با ماشین پیاده روی کردیم.کل مسیرمون پر بود از ادمایی که میرفتن کوهنوردی ما هم با ماشین پیاده روی میکردیم.میگم اکثرشونم پیر بودن.ماشالا چه روحیه ای.مگه میشه ادم از خوابش بزنه.اومدیم صبحونه خوردیم و الانم در خدمتتونم.واما الان یه نیوشای 23ساله هستم.که خیلی از برنامه زندگیش عقب مونده.از شب تولدم یه جورایی دلم گرفته.خوب من از چندسال پیش مدام واسه ایندم برناه میریختم از سال ازدواجم و شاغل شدنم بگیر تا کارای خرده ریزه.ولی خوب الان که فکر میکنم خیلیاش عملی نشده.اگه همون سال اول میرفتم یونی و یه سال مرخصی نمیگرفتم و 5ترمه نمیشدم الان ترم 9میشدم نه6.همین طور ایلیا.خوب ازدواجمون تو دوران دانشجویی بود.طبیعتا هیچ کدوم شغلی نداریم.خونه هم نداریم.اون خونه زندگیم که مد نظرمون حداقل باید دو سال کار کنیم تا صاحبش بشیم.این مدت انقد بچه های شیرین زبون فامیلامونو دیدم.دلم گرفته.تصمیم ما واسه بچه دارشدن واسه 6سال بعده.ولی به نظرم واسه بچه خیلی سخت میشه که یه نسل فاصله بینمون بیفته.ما جفتمون3سال رفتیم کلاس زبان مثلا.ولی قبل تافل ولش کردیم.الان باز ایلیا خوبه.ولی من هیچی یادم نیست.مثلا میخواستم بعد انگلیش فرانسه هم یاد بگیرم.یا میخواستمویلون یاد بگیرم.حتی دوره icdlمم نصفه ول کردم.کار هنریم که ماشالا هیچی.هیکلمم که هیچی فکر کن از48کیلو یهو بشی68.یه مدته گند زدم به پوستم.یه ارایش درست حسابیم که بلد نیستم کارم شده بخور و بخواب.ولی خوب تصمم گرفتم امسال یه دوره فشرده مکالمه زبان برم.اها رانندگیم که بوسیدم گذاشتم کنار اونم شروع کنم.دیروز دکتر پوستم رفتم.تصمیم دارم لیپوساکشن بدون جراحی کنم.از اول این ترمم خوب درس بخونم.کمیم از ولخرجیم کم کنم.شاید تونستم کمی پول پس انداز کنم.به خودم برسم.اگه بشه برم باشگاه که دیگه عالی میشه.خدا رو چه دیدی شاید اضافه کاری برداشتم تا به برنامه زندگیم برسم.دعام کنین و کمک



نوع مطلب : زندگی مشترک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 شهریور 1391 09:55 ق.ظ
وااااااااااااااای لیپوساکشن نههههههههههه
باور کن برمیگرده خیلی زووووود و اصلا فایده که نداره هیچ ضرر هم داره
در ضمن منو شما هم سنیم تقریبا
نیوشا جون لیپوساکشن کهنمیخوام ولی لیپولیز چرا؟ای ول
دوشنبه 13 شهریور 1391 03:21 ب.ظ
واااای نیوشا جون ماشالا چقدبرنامه داری تو‏!خیلی قشنگه وبت ؛بهم سربزن رمزم96321
نیوشا جون الان دارم میخونمت عزیز
یکشنبه 12 شهریور 1391 06:38 ب.ظ
سلام خانومی من حس می کنم تو خیلی شادی نه؟ خاموشم نمیشه نظر بذارم.دوست دارم
نیوشا جون تا حدودی
یکشنبه 12 شهریور 1391 04:29 ب.ظ
slm niosha joon,ishala zaman hamechio dorost mikone,ishala be hameye hadafat miresi
نیوشا جون مرسی عزیزم
یکشنبه 12 شهریور 1391 11:51 ق.ظ
همه چی درست می شه فقط یه برامه ریزی میخواد ویه حس وحال
نیوشا جون اگه این حس و حاله بیاد اگه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

Online User
استخاره آنلاین با قرآن کریم

مشاهده جدول کامل لیگ برتر ایران