تبلیغات
ماجراهای دوران نامزدی ما زیر یک سقف - 8مهر
 
ماجراهای دوران نامزدی ما زیر یک سقف
عشق یعنی با هم یه وبلاگ درست کنیم
درباره وبلاگ


من نیوشا خانم خونه.همسرم ایلیا عشقه خانم خونه.هر دومون متولد1369.دانشجو و ساکن تهران.1383ایلیا عاشق من شده.از 1384 عشقمون دو طرفه شده.1389عقد کردیم و 1390 عروسی.اینجا از وقایع زندگیمون مینویسم.خواستی لینکم کن و خبر بده با افتخار لینکت کنم.ممکن بعد یه مدت رمزی کنم و رمزشم فقط به دوستای همیشگی بدم.پس نظر یادتون نره.
راستی عکس بالایی هم عکس خودمونه

مدیر وبلاگ : ایلیا
شنبه 8 مهر 1391 :: نویسنده : نیوشا جون
الان یه نیوشای مو فندقی بنا به دستور کرال خانم در حال تایپه.چهارشنبه که کارم باز تایید نشده بود داغون بودم.سرماخوردگی هم از یه طرف داغونم کرده بود.پنج شنبه صبح11رفتم ارایشگاه و موهامو فندقی کردم البته توش چتا رگه زیتونی هم دراومده.دوستام که پسندیدن.مرسی کرال جونی.ابروهامم برداشتم انقده سرد بود ارایشگاه که لرز گرفته بودم.واسه نهارم قرمه سبزی بار گذاشته بودم.2رسیدم خونه و نهار خوردیم و لالا.5بیدار شدیم رفتیم بیرون.نوین چرم اف زده بود و کارتمونم شارژ داشت رفتیم من یه کیفه نفتی خریدم.ایلیا هم یه کیف مشکی.از داروخونه هم امپول گرفتیم.اوردیم ایلیا تزریق کرد که یکم حالم بهتر شد.بعدم فیلم لاگووینچ 2 رو نگاه کردیم.بد نبود.بعدشم لالا.اها من فکر میکردم این جمعه بلیط گردهمایی داریم نگو واسه هفته بعده.صبح به نسبت دیرتر بیدارشدم.تا ظهر که با تلفن مشغول بودم.بعد ظهری هم یکم به خونه رسیدم و بعدم خرم و شعر*یادت نره و پوارو رو نگاه کردیم و خوابیدیم.صبح باز پری کلینیک بودم.ایندفعه رفتم پیش استاد نشستم گفتم علت خرابی کارمو بگه.مرحله به مرحله نگاه کرد گفت خوبه.بعد باز حباب زد.4بار تکرار کردم و بالاخره تایید کرد.گچشم ریختم و فک بالا رو تحویل دادم ولی فک پایین چون یونی اب جوش نداشت موند و تاخیر خوردم.به هر حال کلی حالم خوب شد که بالاخره به نتیجه رسیدم و راهشو یاد گرفتم.3هم اومدم خونه ایلیام نهارو اماده کرده بود.خوردیم.من خوابیدم.تا6.بیدارشدم ددیگه شکر خدا حالم خوب شده بود.واسه شامم کشک بادمجون درستیدم.که چون کشک کاله نبود زیاد خوشمون نیومد.کسی میدونه چرا کاله دیگه کشک نمیده بازار؟خرمم دیدیمو ایلیا الان داره اینه هارو پاک میکنه منم که دارم تایپ میکنم.امروز دلم خیلی گرفته.از عصری دارم گریه میکنم.یه مشکل پیش اومده دعا کنین حل شه.الهی هیچکس جز خدا محتاج کسی نشه.راستی ایندفعه ماهی گوشتخوار خیدیم.دوتا تگزاس.خیلی نازن.رنگارنگن.دائما رو سر کول هم میپرن.یکی از دوستان اسم کرم هایی که دکتر پوست بهم داده بودو خواسته بود.عزیزم من پوستم چربه.چنتا جای جوشم تازگیا مونده مثه خال.واسه اینا بهم کرم و صابون دااده:صابونم seba medeکه هفته ای سه بار باید صورتتو باهاش بشوری.کرم ضد افتاب اون cleanance30یه کرم دیگه که به جای ارایش استفاده کنم به اسمactipur مالهnorevaهستش.یه کرم لایه بردارdifferin0/1که هفته ای دوباره.سر هم فکر کنم 90تومن شد.مطمئن نیستم باز.ببخشید دیر شد. 



نوع مطلب : ماجراهای دانشگاه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 06:40 ق.ظ
Great site you have here but I was curious if you knew of any user discussion forums
that cover the same topics talked about here? I'd really like to be a
part of online community where I can get feedback from other
knowledgeable people that share the same interest.
If you have any recommendations, please let me
know. Bless you!
شنبه 2 اردیبهشت 1396 05:04 ب.ظ
Asking questions are really pleasant thing if you are not
understanding something completely, however this article presents nice understanding even.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 07:10 ق.ظ
If you desire to obtain a great deal from this piece of writing then you have to apply these
techniques to your won weblog.
سه شنبه 29 فروردین 1396 03:04 ق.ظ
Today, I went to the beach with my kids. I found a sea shell
and gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She put the shell to her ear and screamed.
There was a hermit crab inside and it pinched
her ear. She never wants to go back! LoL I know this is totally off
topic but I had to tell someone!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 07:18 ق.ظ
Nice post. I learn something totally new and challenging on blogs I stumbleupon on a
daily basis. It's always helpful to read articles from other authors and use a
little something from other sites.
پنجشنبه 13 مهر 1391 06:39 ب.ظ
نیوشا پوستت جوشم میزنه؟؟؟ چیکار میکنی واسه درمانش؟
نیوشا جون الان اره.همین داروهایی که گفتمو استفاده میکم
دوشنبه 10 مهر 1391 08:49 ب.ظ
ممنوم نیوشا جون
نیوشا جون خواهش میکنم عزیزم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر



پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

Online User
استخاره آنلاین با قرآن کریم

مشاهده جدول کامل لیگ برتر ایران