تبلیغات
ماجراهای دوران نامزدی ما زیر یک سقف - همکلاسیه داریم
 
ماجراهای دوران نامزدی ما زیر یک سقف
عشق یعنی با هم یه وبلاگ درست کنیم
درباره وبلاگ


من نیوشا خانم خونه.همسرم ایلیا عشقه خانم خونه.هر دومون متولد1369.دانشجو و ساکن تهران.1383ایلیا عاشق من شده.از 1384 عشقمون دو طرفه شده.1389عقد کردیم و 1390 عروسی.اینجا از وقایع زندگیمون مینویسم.خواستی لینکم کن و خبر بده با افتخار لینکت کنم.ممکن بعد یه مدت رمزی کنم و رمزشم فقط به دوستای همیشگی بدم.پس نظر یادتون نره.
راستی عکس بالایی هم عکس خودمونه

مدیر وبلاگ : ایلیا
پنجشنبه 27 مهر 1391 :: نویسنده : نیوشا جون
خوب چنتا خاطره اومدم بگم شاید واسه شما هم جالب باشه.
اولیش:کلاس کنترل عفونت داشتیم بعد پری کلینیک.بچه ها همه داغون.همه خسته.استاد راجع به انواع ویروس حرف میزد.بعد بیماری ها.رسید به بیماری های ناحیه*ت*ناسلی.گفت چنتاشو نام ببرید.از یکی از پسرا پرسید.اونم گفت:سوزاک سیفلیس ایدز وا*ژینیت استاد گفت خوب دیگه.گفت استاد فعلا به اون یکیا مبتلا نشدم همینارو تجربشو داشتم.دیگه اون کلاس تا آخر کلاس نشد.
دومیش سر همون کلاس استاد راجع به مونوکلئوز عفونی صحبت میکرد و تب بوسه(بیماری که با بزاق منتقل میشه)گفت کسی تا حالا مبتلا شده.یکی از دخترا گفت بعله استاد من.استاد گفت خوب پس تو میدونی این بیماری بیشتر تو چه سنیه(تو بچه ها بیشتره)گفت نه استاد.استاد گفت پس تو کی مبتلا شدی گفت ترم 1بودم.استاد گفت پس تو خیلی دیر مبتلا شدی این بیماری بیشتر تو بچه دبستانی هاست که دائما سرشون تو همه.همون پسره به دختره گفت شما با 3چراغ سبز به مرحله ی بعدی راه پیدا کردین تبریک میگم.یکی دیگشون میگه واللا ما بچه بودیم از این کارا و بوسه ها نمیکردیم.بچه های دورو زمونن دیگه.
سومیش استاد جامعه نگر گفت برگه درارین یه سوال بگم جواب بدین.سوال رو گفت یکی از پسرا گفت استاد الان جواب بدیم یا توضیح بدیم.ما که منظورشو نفهمیدیم شما فهمیدین به منم بگین.خوب شاید به نظر شما اینا زیا جالب نباشه ولی باید تو جو کلاس باشین دیگه.خوبم.هستم.یه خرده از لحاظ روحی داغونم.از دست دوستای دانشگاهم.




نوع مطلب : ماجراهای دانشگاه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 آبان 1391 09:19 ب.ظ
پسره واژینیت گرفته بود؟
کلا پسراتون مورد اخلاقی دارنا
جالب بود عزیزم
نیوشا جون خوب این تیکش بود که پروند
جمعه 28 مهر 1391 08:31 ب.ظ
slm.ishala hamishe khaterate khob dashte bashi .shad bashi.
نیوشا جون مرسی عزیزم
جمعه 28 مهر 1391 01:14 ق.ظ
bahal bood
kollan sare kelsaye pezeshkio ina az soozeha ziad hast
نیوشا جون اره خوب
پنجشنبه 27 مهر 1391 11:34 ب.ظ
خاطره دومی جالب تر بود
نیوشا جون خوشحالم که خندیدی
پنجشنبه 27 مهر 1391 05:07 ب.ظ
mage dustaye daneshgahet chejurian ke az lahaze ruhi daghoon shodi?
نیوشا جون همشون به فکر خودشونن.زیر اب زن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

Online User
استخاره آنلاین با قرآن کریم

مشاهده جدول کامل لیگ برتر ایران