تبلیغات
ماجراهای دوران نامزدی ما زیر یک سقف - نوزدهم و بیستم آذر
 
ماجراهای دوران نامزدی ما زیر یک سقف
عشق یعنی با هم یه وبلاگ درست کنیم
درباره وبلاگ


من نیوشا خانم خونه.همسرم ایلیا عشقه خانم خونه.هر دومون متولد1369.دانشجو و ساکن تهران.1383ایلیا عاشق من شده.از 1384 عشقمون دو طرفه شده.1389عقد کردیم و 1390 عروسی.اینجا از وقایع زندگیمون مینویسم.خواستی لینکم کن و خبر بده با افتخار لینکت کنم.ممکن بعد یه مدت رمزی کنم و رمزشم فقط به دوستای همیشگی بدم.پس نظر یادتون نره.
راستی عکس بالایی هم عکس خودمونه

مدیر وبلاگ : ایلیا
دوشنبه 20 آذر 1391 :: نویسنده : نیوشا جون
یکشنبه صبح 6پاشدم.کل بدنم درد میکرد.قید کلاس اول رو زدم تا 8خوابیدم.بعدم پاشدم رفتم یونی.پری کلینیک ترمیمی بودیم.ووسطاش رفتم مواد دندندانیمو حذف کردم.برا اولین بار تو یونیمون یه کار در عرض5مین انجام شد.نهارم اومم خونه.نتونستم بعدش بخوابم رفتم حموم.دوش اب داغ گرفتم.بعدم درس خوندم.شبم11خوابیدم.امروزم 9رفتم یونی تا ده و نیم.بعدم با دوستم رفتیم چنتا بوتیک سر زدیم.بعدم رفتم کتاب داستان.غرق کتابا بودم دیدم اذان میدنفهمیدم الان ایلیا کلی نگرانم شدهچنتا کتاب برداشتم و زود اومدم خونه.خیر سرم میخواستم قرمه سبزی بذارم.که رسیدم دیدم ایلیای عزیزم از رو مطبخ رویا خورشت رو اماده کرده.تا نهار اماده شه ماداگاسکارو نیگا کردیم و بستنی خوردیم.بعد نهار بازم خوابم نبرد پاشدم کتاب خوندم.ایلیا هم 7رفت پیلاتس.منم خونه رو جمع جور کردم.واسه ایلیا کباب تابه ای درست کردم.خودمم سالاد تن ماهی.میز رو چیدم شمع هم وشن کردم.اهنگ هم گذاشتم با سردرد منتظر ایلیام.



نوع مطلب : زندگی مشترک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 16 شهریور 1392 01:03 ب.ظ
این گل را به تو تقدیم میکنم
نیوشا جون مرسی
شنبه 16 شهریور 1392 01:01 ب.ظ
به خاطر این نظر دادم که اسم منم نیوشاست
نیوشا جون مرسی
چهارشنبه 22 آذر 1391 03:44 ب.ظ
lمنظور خاصی نداشتم بیخیال
سه شنبه 21 آذر 1391 03:48 ب.ظ
salam azizam
omidvaram hamishe sarzende vo shad bashi

.................az vagti neveshte hato mikhunam ehsas mikonam kheily kondam........akhe man har rooz saate 3 az uni miresam mikhabam o nahaiatan 10-20 safe dars mikhoonam...............chand vahede dars bardashti in termo?..............mavado chera hazf kardi? darse sakhti nis.
نیوشا جون عزیزم منم زیاد درس نمیخونم.ولی خوب از بیکار موندن و خوابیدن متنفرم.فقط کمی برنامه ریزی میخواد
سه شنبه 21 آذر 1391 08:59 ق.ظ
سلام خوبی میشه بگی کتاب چراغ دل همسرت رو روشن کنو از کجا بخرم م م م راستی از کرم پور اکتی راضی هستی
نیوشا جون عزیزم من از کتاب داستان پاسداران خریدم.خوب بود.ولی من دیگه به جز ضد افتاب اوریاژ کرم دیگه ای نمیزنم
سه شنبه 21 آذر 1391 08:55 ق.ظ
عزیزم فکر نمیکنی اینایی که نوشتی یکم غیر واقعی باشه؟؟؟؟؟؟ مثلا همون روز گردش ؟؟!!!
نمیدونم تو آدم فعالی هستی یا ما تنبل؟؟؟؟
نیوشا جون کجاش خانمی.باور کن همش عین واقعیت.کافیه صبح یکم زود پاشی
سه شنبه 21 آذر 1391 03:45 ق.ظ
یه چیزی بگم ناراحت نشیا خیلی تو نوشته هات پز میدی بخاطر همینه که هیچ کس خوشش نمیاد کامنت نمیذاره کسی از ادم پز پزو خوشش نمیاد اینو بدون خانمی
نیوشا جون میشه بگی کدوم قسمتا؟ر ضمن من دیگه از کسی انتظار کامنت ندارم.چون روزمره نویسیمو شروع کردم.مرسی از انتقادت
سه شنبه 21 آذر 1391 12:00 ق.ظ
man hamishe mikhunamet. ama khamush lotfan neveshte hato haminjuli moratab edame bede asisam
نیوشا جون چشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

Online User
استخاره آنلاین با قرآن کریم

مشاهده جدول کامل لیگ برتر ایران